خرید بک لینک

کیک تولدم رو در حالی خوردم که اشکم بند نمیاومد و لا به لای هر قاشق کیک یک ربع هق میزدم

اینم پایان ۲۲ سالگی

امیدوارم سال دیگه اینجا نباشم.

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 21:44

میدونی من تنها آدمیم که روز تولدم نزدیکترین فرد زندگیم برام آرزوی مرگ کرد

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 21:44

اینجا رو پاک نکردم

نگه داشتم واسه حفظ خاطرات و وقتایی که از همهجا بریدم اما از طرفی اونقدر هم محیطش دوست نداشتنی شده و کامنتای مزخرف و آزاردهنده میگیرم که خیلی مشتاق به نوشتن توش نیستم.

یه سالیه تقریبا یه کانال تلگرام زدم و اونجا مینویسم

اگر قبل از این میشناختمتون و با هم در ارتباط بودیم یه راهی بدید تا لینک کانالمو بهتون بدم

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 19:13

از این پسره هم خوشم میاد - میدونم سال دیگه که اومدم آرشیو رو بخونم عمرا یادم بیاد این پسره کیه- ولی مسئله اینه ۲۰۰۰ تا دختر دیگه هم که توی اینستاگرام فالوش میکنند احتمالا همین حس رو دارند

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 12:11

باید به دکترم بگم سلام، منم با تعدادی زخم جدید که نتونستم جلوشون رو بگیرم، پوستم رو از دست من نجات بده، من رو از دست من نجات بده لطفا

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 12:11

از آدمی که هرشب به مرگ فکر میکنه نمیشه توقع داشت که روز برای زندگی تلاش کنه

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 14:54

اگر من میشناسمتون، اینجا با هم معاشرت داشتیم و خودتون دوست دارید بهم آدرس وبلاگ بدید براتون لینک کانالم رو بفرستم

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 14:54

همون شب اول بهم گفت مامان بابام از هم جدا شدن

وقتی داشتیم کات میکردیم گفت عکستو به سینا نشون دادم گفته عین فلان میمونی

خواستم بگم تو عکسمو به همه دوستات نشون دادی ولی من به هیچ کس هیچ کس نگفتم که تو بچهی طلاقی :))

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 0:21

من یه بچهی ناخواسته نبودم. مامانم توی دفتر خاطراتش از قبل هی آرزو کرده بود که بچه دار شه، کلی دعا واسه اومدنم خونده بودآدم واسه اومدن بچهی ناخواسته که دعا نمیخونهپس چطور بابام هیچ وفت منو نخواسته؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 0:21

راهکاری برای درمان وسواس سراغ ندارید؟ دارم میمیرمروزی دهها هزار دفعه دستامو میشورمدستشویی رفتن واسم بزرگترین عذابه از وضو گرفتم زجر میکشمهر روز از ترسم میرم حموم تو این دو هفتهی عید فقط دو بار گوشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 0:21

سوم دبستان توی اردوی مدرسه دوستام چون سالاد اولویه من فقط تخم مرغ و سیب زمینی بود و خیارشور و کالباس نداشت ولم کردن رفتن :)) یاد همون جملهی معروفش افتاد.. تو حتما از یه خانوادهی...

از وقتی که عاشقت شدم فقط حالمو بدتر کردن :(

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: سه شنبه 29 بهمن 1398 ساعت: 18:51

عادتمونه هر وقت بهم میرسیم هزار ساعت خیال پردازی کنیم

من بگم بیا دوتایی ماشینو برداریم بریم بیرون

اون بگه آره بریم برج میلاد

من بگم میای فردا بریم انقلاب

اون بگه بعدشم بریم شیلا پیتزا بخوریم

من بگم فردا با مترو میای بریم باغ کتاب تو راه ذرت مکزیکی بخوریم

اون بگه آره بعدشم بلیط سینما بگیریم بریم فلان فیلمو ببینیم

جفتمون میدونیم هیچ وقت دوتایی بیرون نمیریم هیچ وقت قرار نیست دین حرفامون به واقعیت بپیونده اما فکر کردن بهشم لذت بخشه

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: سه شنبه 29 بهمن 1398 ساعت: 18:51

یه دوست دارم در هر شرایطی فکر مانیکور پدیکور و زیبایی و دوست پسراشه :/ امروز بلاکش کردم که اعصابم راحت باشه

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 2:03

از وقتی قرار شده دوباره کنکور بدم روحیه ام عوض شده! فکر اینکه یه آینده ی روشنی مننتظرم باشه حالمو خوب می کنه

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 11:44

این ترم به خاطر کنکورم ۱۴ واحد بیشتر نگرفتم! فقط یه شنبه وسه شنبه میرم دانشگاه...اینجوری خوبه منتهی از ماه رمضون می ترسم

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 11:44

صفحه بندی