خرید بک لینک
آزمایش هورمونی صبح و که باید سه ساعت بعد بیداری و ناشتا انجام می شد

به خاطر شرایط بیداری وصبحونه نخوردنش خیلی سختتر از روزه داری بود

چون موقع روزه حداقل میشه خوابید

هرچند مثلا بیدار بودم ولی بینش چند دقیقه هم چرت زدم

حالا چقدر تو صحت آزمایش تاثیر بذاره نمی دونم .

وقتی ازم خون کشیدن مامانم گریه اش گرفت

گفتم آخه برا چی گریه می کنی

گفت :یاد بچگیات افتادم

بعدشم می خواستیم بریم بستنی وحید یه چیزی بخوریم که به ذهنم اومد

چه طوره برم یه جای دیگه سونوگرافی

چون آزمایشگاهی که دکتر معرفی کرده بود واسه هفته دیگه وقت می دادن

رفتم یه آزمایشگاه دیگه و همون موقع هم وقت دادن

ولی تا نوبتمو ن برسه یه ساعتو ربع شد ،

معلوم شد کیست دارم و گفت این مال خیلی وقت پیش

گفتم نمی دونم چهار سال پیش که سالم بودم

خانمه هم اخلاق نداشت عصبانی گفت حق با تو باشه دیروز به وجود اومده

انگار من گفتم نه خیر تا دیروز نبود

گفتم چهار سال پیش نبود

خودم می دونم مشکلم مال خیلی وقت پیش ولی خیلی وقتی که من فکرشو می کنم

از یک سال پیش شروع شده خوب چهار سال پیش سالم بودم

،

بعدش هم که معلوم شد من بیمه ی تکمیلی نیستم فقط دفترچه بهم تعلق می گیره

و هزینه ی های دیگه رو بیمه نمیده

یعنی همینطوری دویست و چند هزار و بیمه پرداخت نکرد ،

حالا خوبه در طی دوسال اخیر که دوباره برگشتم به بیمه ی بابام ،اصلا دکتر نرفتم حتی واسه سرما خوردگی ...

الآنم که باید بریم نتیجه آزمایشو بگیریم بعد بریم دکتر ببینیم چی میگه.

برچسب: نویسنده: دانیال خوشنام تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 16:18

صفحه بندی